چکیده: پژوهش حاضر سعی دارد تا به بررسی تاثیر ادریسیان، اولین دولت مستقل شیعی در مغرب اسلامی در زمینه های دینی – مذهبی و فرهنگی - مدنی بپردازد. ادریس بن عبداالله از سادات حسنی به سال 169 پس از شرکت و همراهی در قیام حسن بن علی معروف به صاحب فخ در مقابل عباسیان و در پی شکست خونین وی به سمت مغرب دور متواری شد و در آنجا موفق به پایه گذاری اولین دولت مستقل شیعی گردید. این دولت که به نام وی مشهور گردید در مدتی کوتاه و در سایه امنیت و آبادانی ایجاد شده موفق به گسترش اسلام در میان توده های قبایل بربر گردید و تمدنی بسیار غنی را در مغرب دور ایجاد نمود که علی رغم عمر کوتاه این دولت آثار فرهنگی و تمدنی آن تا امروز باقی است و هم چنین شرفا( سادات) که از نسل ادریسیان می باشند از جایگاه و احترام به سزایی برخوردار هستند. در این دوره مغرب اسلامی دارای رونق اقتصادی و رفاهی فراوانی گردید و مساجد، مدارس، حمام ها، کاروانسراها، رباط ها و صومعه های متعددی بنا گردید که در پایه گذاری آنها برخی ن نیز همچون مردان نقش موثری داشتند.
واژگان کلیدی: ادریسیان، نقش دینی و مذهبی، نقش فرهنگی و تمدنی
مقدمه
قدر و ارزش دولتها با میزان قدرت ی و نظامی آنها سنجیده نمیشود بلکه با اقدامات فرهنگی، مدنی و عمرانی که در کشورشان انجام میدهند و پس از آنها این اقدامات استمرار مییابد سنجیده میشود.(مونس، ترجمه شیخی 1384)
ادریسیان اولین حکومت مستقل شیعی بودند که در دورترین نقطه از مرکز خلافت اسلامی- مغرب الاقصی- دولتی را تشکیل دادند که حدود دو قرن در گسترش اسلام میان ساکنان این منطقه و همگانی نمودن آموزههای اصیل اسلامی نقش آفرینی کردند. این دولت در حالی زمام امور مغرب دور را به دست گرفت که این خطه در هرج و مرج به سر میبرد و اهالی آن آمیزهای از عرب و بربرهایی بودند که هنوز کاملاً مستعرب نشده بودند، اما این دولت که از بطن اهل بیت برخاسته بود با ماهیت عدالتخوهانه خیلی زود توانست مغرب دور و منطقه تلمسان را به سرزمینی عربی اسلامی تبدیل کند و مشعل علوم اسلامی را در پایتخت جدید اسلام - فاس - برافراشته سازد تا نور آن اطراف را روشنی بخشد و بدینوسیله بسیاری از شهرهای مغرب به مراکز تمدن و آبادانی و فرهنگ عربی - اسلامی تبدیل شوند.
در این عصر کوتاه اما درخشان، راههای کاروان رو پر از رفت و آمد تجّار و قافلههای تجاری شد و بازارها آکنده از تجارخانهها و صنایع و بازرگانان گردید. مغرب دور و منطقه تلمسان چنان رونق اقتصادی و رفاهی یافت که سابقه نداشت. این آبادانیها شالوده استواری شد که بعدها بنای آبادانی مغرب عربی – اسلامی بر آن استوار گردید.
اهالی مغرب چون خاندان ادریسی را متبرک میدانستند و به واسطه محبت به اهل بیت به ادریسیان عشق میورزیدند.
ادریسیان نیز به رغم ضعف قوای نظامی که داشتند، از موفقترین دولتهای اسلامی به شمار میآیند. علّتش هم این بود که آنها به خوبی میدانستند چگونه با رعایای خود بجوشند و به صورت جزئی از آنها در آیند و میان پیشوا و پیرو، میان حکومتگر و حکومت شونده پیوند نزدیکی بر قرار کنند و حاکمیت خود را برپایه تواضی استوار سازند. بنابراین تعجبی ندارد که آنها در مغرب جاودانه میشوند و هنوز که هنوز است احفاد ادریسیان در هر جای مغرب که باشند از موفقیت و منزلت اجتماعی چشمگیری برخوردارند.(همان)
طلوع دولت ادریسی:
زمانی که حسین بن علی بن حسن ثلث بن حسن المثنی بن حسن بن علی (ع) در مکّه در زمان هادی عباسی به سال 169 خروج کرد، نزدیکان و خویشاوندانش به یاری او برخاستند. در این میان دو عموی او ادریس و یحیی نیز حضور داشتند. در این حادثه که به حادثه فخ مشهور گشت، حسین با جماعتی از اهل بیت کشته شد و بسیاری نیز به اسارت درآمدند. ولی یحیی و ادریس جان سالم بدر بردند. یحیی به دیلم رفت و ادریس به سمت مصر گریخت.
رئیس برید مصر که مردی شیعی بنام واضح بود به او پناه داد و او را به همراه برید به مغرب الاقصی فرستاد. ادریس به همراه غلامش راشد به سال 172در ولیلی فرود آمد. (ابن خلدون، ترجمه آیتی 1363)
و از این زمان تاریخ ادریسی در مغرب الاقصی شکل گرفت. ادریسیان بعدها شهر فاس را پایتخت دعوت خود قرار دادند و از فاس بر مغرب الاقصی با عدل و دادگری و دینداری حکومت نمودند.
اوضاع ی – اجتماعی حاکم بر مغرب هنگام ظهور دولت ادریسی:
در زمان ظهور دولت ادریسی و شکل گیری این دولت در منطقه مغرب، بربرهای ساکن در منطقه هنوز مجوسی، یهودی و نصرانی بودند و بربرهای مسلمان غالباً از خوارج صفری بودند. از طرف دیگر در میان مردم مغرب شخصی از میان یکی از قبایل بهنام غماره سربرداشت که ادعای پیامبری میکرد و خود را حامیم نامید. او از مذهب خارجی روی بر تافته بود و مورخان به وی لقب مفتری دادند. (مونس1384)
همچنین از میان مجموعه قبایل برغواطه مردی از پیروان میسره مطغری صفری سر بر داشت به نام طریف ابوصالح او زعامت برغواطه را به دست گرفت و روزگاری دراز بر آن ریاست کرد پس از او فرزندش صالح جانشین وی گردید. آن طور که منابع میگویند فرزندش صالح به فکر دیانتی جدید افتاد که با تحریف شدید در عقیده و عبادت و شریعت اسلام همراه بود.
او مدعی بود که قرآنی متشکل از سورههای الدیک، الحمر، الفیل، آدم، نوح و. بر او نازل شده است همچنین پنج نماز برای روز و پنج نماز برای شب وضع کرد و روزه ماه رمضان را هم در ماه رجب قرار داد. جزئیات این آیین را شخصی به نام زمور بن صالح بن هاشم بن وارد، فرستاده رئیس برغواطه نزد حاکم مستنصر در اختیار ما نهاده است .
متن این گزارش را ابن خلدون و ابن عذاری آورده اند.(ابن خلدون 1363؛ ابن عذاری 1983) همسایه شمالی سرزمین مغرب امویان اندلس بودند و همسایه شرقی آنها نیز دولت رستمی اباضی مذهب بود که بعدها توسط دولت ادریسی از بین رفت (دبوز 1981)
در چنین شرایطی دولت ادریسی ظهور کرد. دعوت ادریس تمام قبایل مغرب را در زیر یک لوا گردآورد و دولت ادریسی نیرویی گردید که به این قبایل اتحاد و قدرت بخشید و از طرف دیگر این قبایل خود تکیهگاهی تودهای و نظامی برای دعوت ادریسی شدند. روی کار آمدن امامت ادریسی به این نحو، در خصوصیتی که این دولت در کلّ تاریخش به خود گرفت تأثیر گذاشت؛ چه دولت ادریسی بر دو پایه استوار شد: یکی روحی – معنوی که در وجود پیشوایانی از خاندان پیامبر متبلور بود و دیگری مادی – نظامی که رجال قبایل نماینده آن بودند.( مونس1384) این دولت هرگز از اقدامات ی فوق العادهای برخوردار نشد اما همواره از نیروی روحی – معنوی عظیمی بهرهمند بود که باعث شده بود در نظر مردم ابهت و احترام خاصی داشته باشد. روابط نزدیک ادریسیان با مردم و ازدواجهایشان با دختران قبایل باعث شد شمار ادریسیان در هر ناحیهای فزونی گیرد و تمسک آنها به آموزههای اسلام باعث تضعیف زندقهگری برغواطه و بر ملا ساختن کذب و بی پایگی آن گردید( همان).
نقش دینی – مذهبی ادریسیان
- دعوت امامان ادریسی به اسلام:
مادر ادریس دوم یک بانوی بربر به نام کنزه بود و همو باعث استمرار نسل ادریسی شد. ادریس دوم فرزندان زیادی داشت که ابن حزم چهارده تن از اولاد ذکور را نام برده است که محمد بن ادریس دوم بنا به خواست جدش هر ناحیهای از منطقه مغرب را میان نه برادرش به اقطاع داد تا بدین ترتیب هر یک از نواحی مغرب دور و هر یک از قبایل آن از برکت وجود یکی از نوادگان مولا ادریس بهرهمند گردند. از طرفی ما نمیشنویم حتی یک نفر از آنها هنگام رفتن به ناحیه تحت حکومتش با خود لشگری یا نیروی نظامی برده باشد، بلکه به هر ناحیهای که رفتند سپاهیانشان را افراد قبایل همان ناحیه تشکیل میدادند.
و این نیروهای قبیلهای بودند که به خاطر علاقه به این شرفاء و به طور کلی عشق به خاندان پیامبر، از آنها حمایت میکردند.
دوات ادارسه در دورهی نخست خود به قبیله اوربه و متحدان آن تکیه کرد و در پشت هر قیامگری از ادریسیان قبایل بربر بودندکه از آنها پشتیبانی میکردند (همان)
از طرف دیگر در شرق دولت ادریسی، رستیمان قرار داشتند. رستیمان از خوارج اباضی بودند که حضرت علی(ع) و آل ایشان را دوست نمیداشتند ولی با توجه به دشمنی عباسیان با ادریسیان و اهل بیت پیامبر(ص) و عدم دسترسی خلفای عباسی به ادریسیان میتوان نتیجه گرفت که دولت اباضی مذهب رستمی با وجود دشمنی با علی و آل علی به خاندان پیامبر علاقه داشتند و مانع دستیابی عباسیان از طریق قیروان به ادریسیان بودند. عبدالوهاب امام دولت رستمی که هم عصر با ادریس اکبر بود مانع شکلگیری و قدرت گیری دولت ادریسی نشد بلکه سرزمین او همچون سدّ دفاعی در مقابل عباسیان و عدم دسترسی آنها به ادریسیان گردید و بدین ترتیب در مغرب خاندان شرفاء از فرزندان دختر پیامبر فزونی یافتند و ادریسیان توانستند در مغرب دولت خود را بر پایه عدل و دین بنیان نهند.( دبوز1981)
ادریس اکبر پس از عبور از تاهرت سرزمین دولت رستیمان به همراه غلامش وارد طنجه شد. طنجه مرکز بلاد مغرب بود ولی او در اینجا به مقصود خویش نرسید پس به ولیلی رفته و در آن جا به نزد اسحق ابن عبدالله اوربی بزرگ و امیر اوربیان رفت و او نیز ادریس را اکرام نمود و به کمک او ادریس تبلیغ خود را آغاز کرد و بربرها بعد از آنکه قرابت او را با رسول خدا فهمیدند همچنین فضل و فصاحت زبان و بلاغتش را دیدند و به او روی آوردند.( سالم 1981)
پس از آن قبایل اوربه – مغیله، صدینه، گرد او جمع شدند و قبایل ته من جمله زواوه، لواته، سدراته، نفزه، مکناسه و غماره از او پیروی و به امامت با او بیعت کردند (همان)
ادریس پس از امامت در ولیلی و بیعت با او با سپاه عظیمی که از میان قبایل گردآمده بودند بیشتر سرزمین مغرب را فتح نمود و این سرزمینها که به دین مجوس، مسیح و یهود گرایش داشتند مسلمان شدند.
نقش فرهنگی – مدنی ادریسیان
1- شهرسازی در عصر ادریسی
یکی از شهرهای مهم اسلامی که بعدها الگو برای ساخت شهرهای دیگر قرار گرفت شهر فاس می باشد.شهر فاس که مرکز دولت ادریسی بود، دارای فرهنگ و تمدن اسلامی عظیمی گردید وعصر فرهنگ وتمدن آن با عصر فرهنگ و تمدن قیروان و قرطبه مقارن می باشد و حتی از آنها سبقت می گیرد. در این سرزمین روح خالص مغرب اسلامی جاری است.( مونس 1401).
پس از آنکه ادریس اول در حادثه فخ از مقابل عمّال هادی عباسی گریخت و به مغرب دور آمد قبیله بربر اوربه از او حمایت کردند و او در طنجه و سپس ولیلی سکنی گزید. ادریس اکبر پس از بنیان گذاری دولت ادریسی شروع به احداث شهر فاس نمود.
برای ساخت این شهر قبایل بربری همچون زاوغه شرکت جستند. این شهر با چوب و نی بنا شد.(همان)فاس از دو عدوه تشکیل شده است، یکی به نام عدوه الاندلسیین مشهور گشت زیرا به سال 202 که حکم دوم اهالی اندلس را از قرطبه راند آنها به این منطقه سرازیر شدند و اندلسییان این مکان را تعمیر کردند و به آن شکل و شمایل عربی- اندلسی بخشیدند.(همان) عدوه دیگر عدوه القرویین است که اهالی قیروان در آن ساکن شدند.
اما در حقیقت فاس را ادریس دوم بنا نهاد. او پس از آنکه ولیلی را ترک نمود به شهر فاس آمد، این شهر در مقابل فاس اولی قرار داشت. بین این دو شهر یک وادی قرار داشت .ابتدا این شهر را عالیه نامید،سپس نام فاس بر آن غلبه یافت.بعد این دو شهر به هم متصل شدند، منتها این شهر دارای دو عدوه گشت که به خاطر حضور اندلسیان قسمتی از آن به عدوه اندلسی وقسمت دیگر به خاطر حضور قیروانیان به عدوه قرویین مشهور گشت.(همان) یعقوبی نیز در قرن سوم فاس را اینگونه توصیف می کند:"به شهر عظیمی وارد می شوی که به آن شهر افریقیا می گویند. بر کنار رود بزرگی که به آن فاس می گویند قرار دارد و در آن یحیی بن یحیی بن ادریس است و آن شهر با شکوهی است. دارای عمارت ها و منازل فراوان و نهر فاس که در جانب غربی آن قرار دارد،از جمیع نهرهای زمین بزرگتر است و هم چنین شهری که به آن عدوه اندلس می گویند و داود بن ادریس وارد آن شد".( یعقوبی بی تا)
ابن حوقل در قرن 4 در مورد فاس می گوید:"شهری با شکوه که آن را یک نهر به دو نیم کرده است ودر دو طرف نهر امیران مختلفی امارت می کنند و بین آنها دائما اختلاف است این نهر بسیار بزرگ و دارای آب گوارایی است و شهر با سنگ فرش شده است و آن را ادریس بن ادریس احداث کرد".(ابن حوقل 1938)
البکری در قرن 5 در مورد فاس می گوید :"شهر فاس دو شهر در قرینه هم می باشد و نزدیک به یکدیگر هستند و بین این دو رودی است . عدوه الاندلسیین در شرق عدوه القرویین قرار دارد و بر در خانه ی مردم بستان ها یی است با انواع میوه ها و آب ها از میان خانه ها گذشته است. در این شهر نزدیک به 20 حمام است.اکثر مردم مغرب یهودی هستند و از جاهای مختلف آمده اند و در سال 192 عدوه الاندلسیین تاسیس شد و عدوه القرویین را در سال 193 ادریس بن ادریس بنا کرد. گفته می شود راهبی از اینکه این موضع تبدیل به شهری ماندگار می شود خبر داده است."(البکری 1992)
ابن خلدون در العبر می گوید:" چون شمار و حواشی دولت ادریسی و یاران ادریس دوم فزونی یافت و ولیلی را گنجایش آنان نبود، ادریس در صدد بر آمد که در جای دیگر شهری بنا کند. فاس ناحیه ای بود از آن بنورغش و بنی الخیر از زواغه، در میان بنورغش مجوسی و یهودی و نصاری بود و شیبویه جایگاه آتشکده ی مجوسان بود .همه ی اینان به دست ادریس اصغر اسلام آوردند.ادریس به فاس آمد و بناهایش را کوفت و بنای نو آغاز کرد .در 192 عدوه الاندلس را طرح ریخت ودر سال 193 عدوه القرویین را .آنگاه خانه های خود را ساخت و بدانجا نقل کرد."(ابن خلدون، ترجمه آیتی 1363)
2- ساخت مدرسه:
پس از آن که تمامی قبایل بربر مسلمان شده و با ادریس اکبر بیعت کردند او وارد تلمسان شد و در آنجا مدرسهای بنا کرد.(همان) به جز این مطلب در جای دیگر سخنی از مدرسهسازی توسط ادریسیان به چشم نمیخورد حتی مسجد جامع قرویین نیز شکل مدرسه و دانشگاه را در دورههای بعد یعنی در عصر مرابطون و موحدون بهدست میآورد.
3- ساخت مساجد
هیچ مورخی نگفته و ننوشته است که ادریسیان صاحب کاخهای کذایی بودهاند و یا زندگی را به خوشگذرانی و غرقه شدن در ناز و نعمت میگذراندهاند یا آنکه بر نیروی نظامی تکیه کرده و بیش از توان مردم از آنها مالیات گرفته باشند. در روزگار ادریسیان کشور در آسایش و رفاه به سر میبرد و اطاعت مردم از آنها به مراتب بیشتر از اطاعت مثلاً اهالی افریقیه از اغلبیان که توسط دولت عباسی در مغرب ادنی به قدرت رسیده بودند، بود. به همین دلیل دولت ادریسی عمر طولانی کرد و تأثیر فرهنگی عاطفی عمیقی در مغرب بر جای نهاد.( مونس1384)
ادریس اکبر برای رشد و گسترش اسلام پس از آنکه به سال 173 وارد تلمسان شد و به امیر آن محمد بن حرز بن جزلان و دیگر تیان امان داد مسجدی بنا کرد و منبری ترتیب داد و نام خود را بر آن منبر بنوشت (ابن خلدون).ابن خلدون در تاریخ خود ذکر مینماید که این منبر هنوز باقی است.پس از آن جامع شرفاء را در عدوه القرویین و جامع اشیاخ را در عدوه الاندلسین بنا نمود.
ادریس دوم در تکمیل و گسترش این مساجد تلاش فراوان نمود.( سالم1981)
همچنین منبری برای مسجد پدرش در تلمسان ساخت که عبدالملک وراق آن را در سال 555 دیده است که برروی منبر الواحی وجود داشته که از بقیه منبر قدیمیتر بوده و بر روی آن نوشته شده بود که این منبر به امر ادریس بن ادریس بن عبدالله بن حسن بن حسن بن علی بن ابیطالب(ع) در سال 199 ساخته شد.(همان)
او مسجد را نیز با سنگهای رنگی تعمیر نمود و 3 سال در آن جا اقامت گزید(همان)
پس از آنکه شهر فاس گسترش یافت در زمان یحیی بن محمد بن ادریس مسلمانان عرب و بربر از مغرب و اندلس برای نماز به دو مسجد شرفاء و اشیاخ مراجعه میکردند ولی لازم بود که مسجد جدیدی بنا گردد.زیرا مسجد امام ادریس را گنجایش چندانی نبود.
در میان مهاجران مسلمان، مرد عربی از قیروان بهنام محمد بن عبدالله فهری بود. هنگامی که درگذشت اموال زیادی را برای دو دخترش به جا گذاشت. یکی از این دو دختر فاطمه نام داشت که به امالبنین شهره بود و خواهر دیگر مریم نام داشت آنها تصمیم گرفتند که این ثروت موروثی را صرف ساختن دو مسجد در دو عدوه نمایند.پس فاطمه در رمضان 245 ملکی را از مردی از هواره خرید و گفته شده است که فاطمه جمیع مصالح مسجد را از خود زمین استخراج کرد و چاهی در مسجد حفر کرد که آبی گوارا از آن بیرون میآمد و آب بنا را توسط این چاه تأمین نمود.(ابن خلدون، ترجمه آیتی 1363)
قبلهی مسجد را همچون قبله جامع شرفاء که امام ادریس بنا نموده بود قرار داد و محرابی در مسجد ساخت.مأذنهای نیز در وجه شمالی مسجد بپاداشت که هم شأن مأذنههای جامع قیروان و قرطبه و جامع دمشق بود و در دورههای بعدی این مسجد مدام توسعه یافته و تجدید بنا شد.این مسجد که به جامع قرویین مشهور و در عدوه القرویین واقع است زینت شهر بوده و دارای تاریخچهی بسیار طویل است که بر حقیقت تاریخی بودن این مسجد تأکید دارد.
این جامع در دورههای مرینیان و مرابطون با انواع و اقسام زینت آلات از آبنوس و مرمر و عاج زینت یافت که نشان از پیشرفت فن و صناعت در مغرب میباشد و نویسندهی فرانسوی جورج مارسیه در کتابش با عنوان عمارت اسلامی از آن یاد کردهاست.(مونس1401)
در این مسجد بهتدریج علوم اسلامی رشد یافت و در کنار مرکز عبادی بودن این جامع، محل تدریس علوم اسلامی و علوم عصر خویش گشت و از نظر علمی با جامع الازهر، مسجد قرطبه، قیروان و جامع اموی دمشق برابری میکرد.(همان)
مسجد دیگری که فاس را زینت بخشیده است مسجد جامع اندلسیین یا عدوه الاندلیسین میباشد که از نظر وسعت و شهرت و زیبایی از جامع قرویین در حد پایینتری است آن را مریم خواهر فاطمه بنت عبدالله بن فهری به سال 245 بنا نمود.
به سال 345 برای آن مأذنهای ساخته شد شبیه مأذنه جامع قرویین که از آن کوچکتر بود.
مسجد در عصر موحدون به شکل امروزی درآمد و پیوسته در تاریخ عمارات اسلامی مغربی از آن یاد میشود(همان)
آغاز درخشش جامع قرویین در آسمان علوم و معارف اسلامی همزمان است با افول دولت شیعی ادریسی در مغرب زیرا هنوز نیمهی قرن چهارم فرا نرسیده بود که فردی بنام عبدالله بن ابی زید قیروانی که به مالک صغیر مشهور بود برای درک محضر یکی از بزرگان علمی قرویین بنام دراس بن اسماعیل درگذشته به سال 357 ق به سوی این مسجد حرکت نمود و نیز در همین زمان ابوجیده بن احمد فقیه شهر فاس و کسی که این شهر را از سلطهی گماشتهی منصور بن ابی عامر آزاد ساخت در این مرکز علمی درخشید.( غنیمه، ترجمه کسایی 1377)
4- منابع آموزشی در عصر ادریسی
پس از مرگ ادریس اول، در کمال ناباوری همسر او که کنیزی بربر بود بنام کنزه فرزندی بهدنیا آورد که او را ادریس دوم نام نهادند.ادریس دوم تحت تعلیمات راشد مولی ادریس اول قرار گرفت و راشد تربیت او را بر عهده گرفته به او قرآن آموخت و از جان او محافظت نمود تا او به سن 8 سالگی رسید بعد از این ایام به او سنت و فقه اسلام و اشعار عرب و تاریخ جنگهای آنها را آموزش داد همچنین به او سیرالملوک آموخت و در آموزش سوارکاری و تیراندازی و تاخت و تاز به او تلاش نمود (سالم1981)
از موارد ذکر شده در مییابیم که مهمترین منابع آموزشی در زمان ادریسیان قرآن، سنت و فقه اسلام، اشعار و الایام عرب و سیر الملوک بود و آموزشهای عملی نیز شامل تیراندازی، تاخت و تاز ، نبرد و سوارکاری بود.
همچنین ابن خلدون در مورد یحیی بن ادریس بن عمر بن ادریس دوم میگوید:" او برادرزادهی علی بن عمر جد حمودیان و فردی فقیه و آشنا به حدیث بود ابن خلدون در مورد یحیی اضافه میکند که پادشاهی و کشور او از همهی آل ادریس بزرگتر شد. به گونه ای که هیچ یک از این خاندان در شوکت و دولت به پایهی او نرسیدند"( ابن خلدون، ترجمه آیتی 1363)
گفتههای ابن خلدون هم اشارهای به این امر دارد که این امام ادریسی در آموزش فقه و حدیث اهتمام بیشتری ورزیده است و در میان ادریسیان بیشتر به فراگیری این منابع پرداخته است.
همچنین مقدسی در احسن التقاسیم در مورد ادریسیان میگوید: "این مذهب ادریسیان است که برخورهی سوس اقصی دست یافتهاند و نزدیک مذهب قرمطیان است.آنها خود آوردههایی که هر چند پیشینهی تاریخی ندارد ولی با دیدگاه پیشوایان هم ناسازگار نیست را بکار میبرند مانند حیّ علی براذان و شرط کردن دیدار ماه در تعیین روز اول ماه و انجام دادن نماز کسوف با پنج رکعت دو سجدهای و اینها از مذهب شیعیانست و ایشان کتابهایی دارند و به دستشان دیدم که میخوانند.من کتاب دعائم را بررسی کردم و دیدم که ایشان در بیشتر اصول همگام معتزلیان و پیرو مذهب تناسخ اسماعیلی هستند.این سر را پنهان دارند و با هر کس نگویند مگر به او مطمئن شوند پس از آنکه او را سوگند داده با او پیمان بندند."(مقد سی، ترجمه منزوی 1361) و دیگرجا میخوانیم پس از آنکه ادریس دوم قدرت گرفت جمیع قبایل با او بیعت کردند و مردم از افریقیه و اندلس برای بیعت با او راهی فاس شدند.آنان را به خود نزدیک کرد با آنان به نماز برخاست (سالم 1981) که اشارهی مستقیم به آموزش نماز توسط امام ادریسی به قبایل بربر و اندلس دارد.
5- طبابت در زمان ادریسیان
وقتی هارون از وجود ادریس اکبر در مغرب احساس خطر کرد پس از م با وزیرش، سلیمان بن جریر معروف به شماخ را به مغرب فرستاد تا با حیله خود را به ادریس اکبر نزدیک نماید و در فرصت مناسب او را به قتل برساند. شماخ در نبود راشد خود را به ادریس نزدیک نمود . اشاره شده است که ادریس اکبر از درد دندان رنج می برد پس شماخ به ادریس گفت که من در این سرزمین طبیبی ندیدم پس برای طبابت ادریس سمی از طریق دهان وارد بدن او نمود و بدین ترتیب ادریس در سال 175 یا 177 درگذشت.(همان)
گفته شده که ادریس دوم نیز در اثر خوردن انگوری که در گلویش گیر کرده و دهانش مدام باز بود به سال 213 درگذشت زیرا پس از مدتی آب دهانش خشک شد (همان) با توجه به این اشارات محدود شاید بتوان نتیجه گرفت که طبابت در این دوره رشد و رونق نداشته و یا اگر داشت بسیار محدود بود
6- ساخت رباط و صومعه
پس از آنکه محمد بن ادریس دوم سرزمینهای مفتوحه و مسلمان شده مغرب دور را میان برادران به اقطاع داد عیسی یکی از برادران بر او شورید و محمد از قاسم برادر دیگر خویش برای سرکوبی عیسی یاری خواست و چون قاسم سرباز زد، محمد از عمر برای سرکوبی دو برادر یاری خواست و او به یاری محمد برخاسته و عیسی و قاسم را سرکوب نمود. قاسم تسلیم شده و زهد پیشه نمود و رباطی در اصیلا در ساحل دریا ساخت و تا پایان عمر در آن جا به عبادت مشغول بود.( ابن خلدون، ترجمه آیتی 1363)
همچنین احمد بن سعید ابی بکر النفرنی صومعهای به سال345 در کنار مسجد جامع قرویین ساخت و این تاریخ برسنگی که در پایهی شرقی مسجد قرار دارد منقوش است (همان)
7- حمام و کاروانسرا
ابن خلدون میگوید در عصر یحیی بن ادریس بن عمر بن ادریس دوم فاس عمران یافت و یحیی در آن جا حمامها و کاروانسراهایی برای تجار ساخت. مردم از مرزهای قاصیه به این سرزمین مهاجرت کردند(سالم1981)
فاس به تدریج تبدیل به یک شهر مغرب عربی اسلامی گردید که الگویی برای ساخت شهرهای جدید دیگر گردید.
زن در عصر ادریسی
شاید یکی از تأثیر گذارترین ن در عصر ادریسی کنزه همسر ادریس اول است که کنیزی بربر بود. پس از آنکه ادریس اول به حیله شماخ فرستادهی هارون الرشید به سال 175 یا 177 درگذشت، همسر ادریس اول که کنیزی بربر بود پسری به دنیا آوردکه نام او را ادریس نهادند و توسط این پسر اساس دولت ادریسی قوت گرفت. با مرگ ادریس دوم فرزندش محمد به جای او به امامت ادریسیان رسید و به توصیهی جدش کنزه ولایت را بین برادران تقسیم کرد.(ابن عذار مراکشی 1983) از این نوشته در مییابیم که این زن در حکومت ادریسی بسیار قدرتمند و پر نفوذ بود.
زن دیگری از بانوان ادریسی که در تواریخ مختلف از او نام برده شدهاست. دختر علی بن عمر جد حمودیان اندلس است.
این دختر همسر یحیی بن یحیی بن ادریس بن عمر بن ادریس دوم بود. این امام ادریسی دست به کارهای ناشایستی زد که سبب سقوط او شدند او به عدوه الاندلس گریخت و در آن جا در گذشت (ابن عذاری مراکشی 1983) همسر او عاتکه دختر علی بن عمر نیز از شهر فاس توسط عبدالرحمن بن ابی سهل جدامی ودیگر اهالی فاس اخراج شد.(عبدالعزیز سالم1981) این که چرا عاتکه همسر یحیی نیز از شهر اخراج شده مایه تعجب است. آیا اهالی فاس همسر یحیی را نیز در اعمال ناشایست او مقصر میدانستند و چرا او را نیز به جرم همسر اخراج کردند؟ این گونه به نظر میآید با آنکه هم یحیی بن یحیی و هم عاتکه اصالتاً هر دو ادریسی بودند با این وجود بربرهای فاس از خطای آنها چشم پوشی نکرده و هر دو را کیفر دادند و همسر را هم در خطای شوهر شریک دانستند.
از ن دیگری که در مغرب اقصی منشاء اثر بود یکی فاطمه بنت الفهری و دیگر مریم بنت الفهری دو خواهر از قیروان بودند که پس از درگذشت پدر یعنی محمد بن عبدالله الفهری اموال زیادی به ارث بدست آوردند و تصمیم گرفتند با این اموال موروثی در فاس دو مسجد بسازند .فاطمه مکنی به ام البنین در عدوه القرویین جامع قرویین را بنا نهاد که از قدیمی ترین دانشگاه های اسلامی محسوب می شود. مریم نیز در عدوه الاندلسیین جامع اندلسی را بنا نهاد که از نظر اندازه ،کوچکتر از جامع قرویین است. این دو مسجد در طی اعصار مختلف تکمیل و به آن کتابخانه هایی افزوده شد. که هم از نظر علمی ،هم از نظر هنری جزو آثار به جا مانده ارزشمند اسلامی محسوب می شوند.( سالم1981)
سخن پایانی:
در عصر کوتاه اما درخشان ادریسی (375-172) راههای کاروان رو پر از رفت و آمد تجّار و قافلههای تجاری شد و بازارها آکنده از تجارت خانهها و صنایع و بازرگانان شد و مغرب دور و منطقه تلمسان دارای رونق اقتصادی و رفاهی گردید.
در سایه این آبادانی و امنیت ادریسیان تلاش در گسترش و همگانی نمودن اسلام در میان تودههای قبایل بربر نمودند آنها اولین حکومت شیعی بودند که نظام ی – اجتماعی – دینی خود را مستقل از نظام خلافت سنی مذهب عباسی پایه ریزی کردند. قدرت گیری روز افزون امویان اندلس در شمال سرزمین مغرب و فاطمیان در تونس زمینه افول این دولت نوپای شیعی به سال 375 را فراهم ساخت. ادریسیان از ابتدای حرکتشان با خلافت سنی مذهب عباسی و عامل آن در شمال آفریقا یعنی اغلبیان روابطی خصمانه داشتند و از سوی دیگر با تلاش در محو زندقهگری بر غواطه و خارجیگری در شمال آفریقا تلاش فراوان نمودند تا اسلامی ناب را با عدالت ، دادگری و دینداری در میان قبایل بربر آموزش دهند. امروزه شرفاء (سادات) مغرب از نسل ادریسیان میباشند که مورد احترام ساکنین مغرب اسلامی هستند و بسیاری از خاندانهای مغربی نسبشان به این سلسله جلیله نبوی میرسد.
منابع:
- ابن حوقل، محمد بن حوقل، صوره الارض، بیروت، دار صادر، ج1، چاپ دوم 1938
- ابن خلدون، عبدالرحمن؛ العبر، ترجمه عبدالحمید آیتی، موسسه مطالعات و تح به مناسبت 86 سالگی ایران شناس و بختیاری پژوه آمریکایی پروفسور جین رالف گارثویت پدیدۀ طلوعیان و نقش انگلیسیها در شکلگیری آن محمدمهدی مرادی خلج / محمدمهدی روشنفکر ورقی از تـاریخ ارتش ایران ( تاریخ سربازگیری)- جهانگیر قائم مقامی مجله بررسی های تاریخی تیر134


درباره این سایت