محل تبلیغات شما

چکیده:

همزمان با نهضت ملی شدن صنعت نفت در حدود سالهای 05 -82 شمسی و، واقعه و پديدهای در مناطق نفتخیز خوزستان و در میان دو ايل بختیاری و بوير به وقوع پیوست که مشهور به سال طلوعی يا سروشی است. اين جريان شبه مذهبی که بیش از هرچیز بر انکار دنیا و ترك آن، کناره گیری از امور دنیوی و بی ارزش بودن مال دنیا و خاك و نفت تاکید داشت، در میان ايل بختیاری به شخصی انگلیسی بنام جیکاك نسبت داده شده که آن را طراحی و ترويج کرده است. در میان بويرها، شخصی عارف مسلك به نام آقا بابا نقش رهبری را به عهده داشت؛ اما در هر دو مورد برنامه ها و شعارها يکسان بود. طلوع به معنای برآمدن خورشید است. اما در واقعة يادشده، به معنای ظهور يك پديدة غیرمعمول بود که عده ای، با اهداف خاص، طراحی و ترويج و به مردم عامی و ساده دل القاء کردند. چنین به تودة مردم وانمود و تلقین کردند که نور ايمان، صداقت، راستی و حقیقت بینی در وجود آنها سر زده و طلوع کرده است؛ از اين رو، به طلوعیان معروف شدند. مهمترين وعدة آنها ظهور قريبالوقوع امام زمان )عج( بود. کلید واژه: طلوعیان، جیکاك، آقا بابا، بوير، بختیاری. استاديار بخش تاريخ، دانشگاه شیراز. پست الکترونیك: com.yahoo@mkhalaj_mm   دانشجوی دکتری تاريخ، دانشگاه شیراز)نويسنده مسئول(. پست الکترونیك: ir.ac.yu.mail@roushanfekr 58/28/8 :مقاله دریافت 58/25/5 :مقاله پذیرش دوفصلنامه پژوهشنامه تاریخهای محلی ایران، سال دوم، شماره سوم )پیاپی 5 ،)پاییز و زمستان 0313 محمد مهدی مرادی خل / محمد مهدی روشنفکر

مقدمه:

همزمان با شکل گیری نهضت ملـی شـدن صـنعت نفت، در فاصله زمـانی سـال هـای 05 تـا 82 شمسی، جريانی شبه مذهبی و پديده ای اجتمـاعی در منطقة بويراحمد شکل گرفت. در مـدت زمـان محدودی، بخش اعظم استان امروزی کهگیلويـه و بويراحمــد منــاطقی از اســتان هــای خوزســتان، چهارمحـــال بختیـــاری، فـــارس و اصفهان را دربرگرفت که بـه پديـدة طلوعیـان يـا سروشـیان معروف شـد. حرکتـی کـه بـا شـعارهای دينـی و مذهبی و با بهـره گیـری از باورهـای دينـی مـردم شکل گرفت، بسط يافت و خیلی زود دچار افـول شد؛ اما خـاطر ة آن هنـوز در فکـر و ذهـن مـردم منطقه، به ويژه افراد پا به سن گذاشته و کهنسـال ، زنده است. آن سال در میان مردم و در تاريخ استان به سال طلوعی مشهور است. طلوع به معنای برآمدن خورشید و ماه، ظاهر شدن و آغاز و ابتدای هر عملی يا چیزی است؛ اما در واقعة يادشده به معنای ظهور يك واقعه و پديدة غیر معمول است که فرد يا گروهی به مردم القا کردند. آنها چنین وانمود و به مردم تلقین کردند که نور ايمان، صداقت، درستی، راستی و حقیقت بینی در وجود آنان طلوع کرده است. پرسش اصلی و اساسی که اين پژوهش در پی پاسخ به آن است، چرايی و چگونگی شکل گیری پديدة طلوعی در میان دو ايل بختیاری و بوير ـ که در محدودة مناطق نفتخیز زندگی میکردند، است. زمینه های شکل گیری، ماهیت فکری و اجتماعی، نتايج و پیامدها و سرانجام، چگونگی افول آن از ديگر مواردی است که بررسی و تحلیل خواهد شد. مدعای اصلی اين پژوهش آن است که انگلیسیها با بهره گیری از شرايط و زمینه های اجتماعی و ی لازم که در منطقه وجود داشت، به طراحی و اجرای ماجرای طلوعیان دست زدند. برای رسیدن به پاسخی درست و فهم واقعیت اين پديدة تاريخی، از روش توصیف و تحلیل استفاده شده است. بدين ترتیب که داده های تاريخی با استناد به منابع اصلی کتابخانه ای و بهره گیری از تحقیقات میدانی و مصاحبه با افراد مطلع و حتی گرويدگان به حرکت طلوعی، گردآوری شده و مورد تجزيه و تحلیل و ارزيابی نهايی قرار گرفته است. زمینه های شکل گیری پدیدۀ طلوعی ظهور و بروز حرکتی چنین گسترده و فراگیر که با استقبال و همراهی توده های مردم مواجه شد، ريشه در فضای ی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعة آن روز داشت. در مواردی زمینه ها حاصل روند تاريخی آن روز جامعه و در مواردی نیز، طراحی شده و با برنامه بود که با اهداف خاصی ارائه و اجرا می شد. البته در چنین شرايطی مخاطبان و تودة مردم، از سر غفلت وارد ماجرايی شده بودند که خود از آن آگاه نبودند؛ امّا میدانستند که برای رهايی از وضع موجود بايد کاری کرد. کهگیلويه و بويراحمد و بختیاری از محدود مناطقی در ايران است که مردم آن دين واحد و مذهب مشترك دارند. اين وضعیت در زمان وقوع (دوفصلنامه پژوهشنامه تاریخ های محلی ایران، سال دوم، شماره سوم پیاپی پاییز و زمستان 1330 ) گیری آن ها در شکل ش انگلیسی پدیدۀ طلوعیان و نق پديدة طلوعیان نیز حاکم بود؛ يعنی غیرمسلمان و غیر شیعی در اين مناطق زندگی نمیکردند، و همه مذهب شیعه اثنیعشری داشتند. وجود صدها مقبرة منسوب به سادات علوی )امامزادهها( و حضور سادات و پراکندگی آنها در بخشهای مختلف منطقه و در جوار امامزادهها، خود بیانگر وضعیت خاص فرهنگی حاکم در اين سامان بود. اعتقاد به ظهور منجی موعود و انتظار سرآمدن آخرامان، باور فراگیر در میان مردم بود. مهمتر اينکه، امام زمان)عج( وقتی ظهور میکند که ظلم و ستم فراگیر شود. چنین باور و اعتقادی در میان مردم زمینه ام را برای مدعیان ظهور فراهم کرده بود. البته اين موضوع تازهای نبود. همچنانکه در روزگار ما نیز، هرچند وقت يکبار کسانی مدعی ارتباط با امام زمان هستند. با اين تفاوت که ناآگاهی و جهالت مردم در آن زمان، بیشتر بود. آمیختگی باورهای دينی و مذهبی مردم منطقه به انواع و اقسام خرافات و وجود انحرافات دينی، از ديگر عوامل زمینهساز طلوعیان بود؛ مثالً رجوع 1 به افرادی خاص که به مال معروف بودند و تقاضای دعانويسی از او برای رفع هر مشکلی و برطرف کردن هر مصیبتی که به آن گرفتار میشدند، از معالجه بیماران گرفته تا حفظ گوسفندان مانده در کوه. آقا بابا، رهبر طلوعیان، تا پیش از ادعای خود، به دعانويسی در میان مردم مشغول بود و از ديگر مالها مشهورتر و مشتريان فراوان داشت. »اگر کسی بیمار میشد برای او دعا می نوشتم، زنها 1 . معم وال به افرادی که سواد خواندن و نوشتن داشتند، مال گفته میشد. برای سالمتی فرزندان و مهر و محبت بین خود و همسران میخواستند دعا بنويسم و من خواست آنها را اجابت میکردم. برای ن آبستن . جهت حفظ گوسفندان از گله بازمانده . به تمنا و خواهش افرادی، به نیت خواب ديدن برای آنها شبی را تعیین میکردم . )طاهری بوير، .)058 :44 در واقع، درآمد بخشی از مردم و ارتزاق آنها، از راه دعا نويسی بود. با توجه به باور رايج و فضای فرهنگی حاکم، مشتريان فراوان هم داشتند. اگر دعای ماليی، تصادفی، اجابت میشد، طبیعی بود که بازارش گرمتر و مشتريان بیشتری پیدا میکرد. البته کم و بیش از اينگونه باورها هنوز در میان برخی از مردم، بهخصوص در مناطق روستايی و عشايری، وجود دارد. بیسوادی بیشتر نزديك به همة مردم منطقه، فقر فرهنگی ناشی از بیسوادی، عدم وجود مراکز آموزشی، عدم ارتباط با مراکز علمی و فرهنگی - با توجه به شرايط خاص طبیعی منطقه که کامالً کوهستانی و محصور در میان رشته کوههای اطراف بود عدم حضور عالمان و مبلغان دينی 2 برخوردار از شرايط مناسب از ديگر عوامل فرهنگی زمینهساز برای پديدة طلوعی بود. در شکلگیری پديدة طلوعیان و استقبال گستردة توده مردم از آن در مدت زمان کوتاهی، بافت اجتماعی و طبقهبندی آن بسیار تاثیرگذار بود. يکنواختی شیوة تولید در منطقه، بافت اجتماعی جامعه را بر اساس سنت ايلی به سه 2 . بخش گرمسیری بويراحمد،يعنی کهگیلويه امروزی،نسبت به بويراحمد وضعیت مناسب تری داشت. دوفصلنامه پژوهشنامه تاریخهای محلی ایران، سال دوم، شماره سوم)پیاپی 5 ،)پاییز و زمستان 0313 محمد مهدی مرادی خل / محمد مهدی روشنفکر گروه خان، کدخدا و رعیت تقسیم کرده بود. خان و کدخدا غیر مولد و مصرف کننده بودند. رعیت مولد و زحمتکش بود که حاصل زحمت او نصیب دو گروه ديگر می شد) ، 81 : 148 .)البته گروههای ديگری در اين بافت اجتماعی وجود داشتند به نام نوکر و میرزا که اطراف خان بودند و اين گروهها نیز مصرف کننده محسوب میشدند. به سبب نبود طبقات اجتماعی متعدد در منطقه، تغییر طبقه و جابهجايی امری غیرممکن بود. به ديگر سخن، نوعی سیستم کاستی، شبیه ايران باستان حاکم بود که هر کسی به طبقه و گروهی که در آن قرار داشت محکوم و امکان جابهجايی طولی وجود نداشت. در چنین سیستمی، خان ديکتاتوری مبرا از مسئولیت بود که رياست ايل را بر عهده داشت و با اعمال زور و ثروت بهقدرت میرسید و قدرت در خاندان او موروثی بود. ستمگری، بیرحمی، فرماندهی بر تودة مردم در همة شرايط، بی حساب و کتاب، و باجگیری و يغماگری امری طبیعی و از خصايص نظام ايلی به شمار میرفت. مردم به سبب عدم قدرت، جهالت بینش اجتماعی و، همچنین، فقر مفرط اقتصادی و معیشتی، در تعیین سرنوشت خود دخالت و تاثیری نداشتند و در برخوردهای ايلی و دولتی و ديگر موارد از دستور خان پیروی میکردند. از بافت سه گانة ياد شده، رعیت فرمانبر و محرومترين طبقة جامعه محسوب میشد و در هر شرايطی مم و مکلف به اجرای بی چون و چرای فرمان کدخدا و خان بود. در واقع، رعیت همان توده و عامة مردم بود که تمام مصايب و رنجها را به دوش میکشید. به فرمان خان و کدخدا میجنگید و غارت میکرد. حاصل دسترنج او به شکل باج و خراج، غارت و چپاول و هديه به خان يا کدخدا میرسید و ديگر چیزی برای خود او باقی نمیماند )همان: 150-150 .)او کار میکرد و تولید تا خان و کدخدا راحت باشند. سالهای دهـ ة 02 شمسـی، سراسـر جنـگ، غـارت، راهزنـی و يـاغیگـری بـود. جنـگهـا و غارتها هم درونايلی و هـم بـرون ايلـی بـود. در فاصله زمانی 02 تا 05 شمسی، حدود چهـل و پــنج جنــگ و غــارت در منطقــ ة کهگیلويــه و بويراحمد روی داده بود )آذرپیوند، بیتا: 52-58.) آماری تکاندهنده و باورنکردنی؛ است. اما قصه و داستان نیست و يـك واقعیـت تـاريخی اسـت. در چنین فضای ی و اجتمـاعی، فقـر ، بیمـاری و ناامیدی و، از همه مهمتر و بدتر، عـدم امنیـت بـر سراسر منطقه سايه افکنده بود. تولیدات کشاورزی و دامی، که توسط رعیت حاصل میشد، تقريبـاً از بین رفته بود. کسی امید به فـردای خـود نداشـت. هی ملجأ و پناهگـاهی بـرای تـود ة مـردم وجـود نداشت. از جنگهای پیدرپی، بیثمر و بیحاصل خسته شده بودند. از برادر کشی و غارت همديگر در رنج و عذاب بودند. در چنین وضعیتی که ظلم و ستم در سراسر منطقه سايه افکنـده بـود، دولـت توان برقراری امنیت را نداشت. در اوج اين همه فقر، ستم، ناامیدی، خستگی و درماندگی از جنگهای بیثمر، در شرايطی که از هر کس و هر جهت نا امید شده بودند، ناگهان فريادی امید بخش به سمع مردم رسید. راست يا دوفصلنامه پژوهشنامه تاریخهای محلی ایران، سال دوم، شماره سوم )پیاپی 5 ،)پاییز و زمستان 0313 گیری آن ها در شکل ش انگلیسی پدیدۀ طلوعیان و نق درو ، تودة مردم، حتی راهن و ياغیان و مهمتر از آنها، بعضی از خوانین و کدخدايان، با هر نیت و هدفی، به اين ندای امیدبخش که خبر از ظهور قريب الوقوع امام زمان )عج( و رهايی از ظلم و ستم و خبر از عدالت و برابری و برادری میداد، گوش دادند و دعوت طلوعیان را پذيرفتند تا طلوعی شوند و طلوع عدالت و امنیت را به نظاره بنشینند. بعضی زمینههای شکلگیری جنبش طلوعیان بیرونی و برنامهريزی شده بود. اگر چه زمینههای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در منطقه موجود بود، زمینههای ی با آگاهی از ديگر زمینهها طراحی و اجرا شد و به شکل عامل شتاب دهنده و تسريع کننده، با تاثیر گذاری بیشتر، درآمد. در پیجويی عوامل و زمینههای شکلگیری پديدة طلوعیان، عوامل ی، بیش از هر عامل ديگر، خودنمايی میکند. در مصاحبه با افراد مطلع و جستجو در میان مکتوبات موجود اين وضعیت بیشتر نمايان میشود. اما اين به منزلة ناديده گرفتن ديگر زمینهها نیست. واقعیت امر آنکه، ديگر زمینه هموار کنندة طراحی برنامههای ی شد. اين موضوع، امروزه، برای ما روشن است؛ اما بیشتر هواداران و استقبال کنندگان از پديدة طلوعی و حتی شخص رهبری يعنی آقا بابا، هم غافل و بیاطالع از برنامههای سازمان يافته بود. در آستانة وقوع پديدة طلوعی اوضاع ی کشور متأثر از رقابت دول استعماری و صاحب قدرت شرق و غرب برای سلطة بیشتر بر ايران بود. در اين میان نفت، بهعنوان طالی سیاه، در پايان جنگ جهانی دوم، برای دولتهای صاحب قدرت اهمیت دوچندان يافته بود. ايران بهعنوان کشوری که صاحب ذخايرعظیم نفت و، همچنین، موقعیت جغرافیايی خاص در منطقه بود، بیش از هر کشور ديگر، مورد توجه قدرتهای شرق و غرب قرار داشت. امريکا، بهعنوان قدرت جديد دنیا و میراث خوار استعمار و اتحاد جماهیر شوروی، بهعنوان قدرت قديمی صاحب نفوذ در ايران و همساية ديوار به ديوار، خواهان امتیاز نفت از ايران بودند. افزون بر اين دو، انگلیسیها که از آغاز اکتشاف و استخراج نفت در ايران حضور داشتند و خود را مالك و همه کاره میدانستند، نه تنها حاضر به عقب نشینی نبودند، که خواهان امتیازات نفتی جديد، بهخصوص در شمال ايران بودند. در چنین شرايطی، موضوع ملی شدن صنعت نفت از سوی دکتر محمد مصدق مطرح شد و کوششهای بسیار شد تا نهتنها امتیاز نفتی جديد به دول قدرتمند داده نشود، بلکه آنچه را که قبالً به زور از ايرانیها گرفته بودند، باز پس گیرند و دست آنها را از ذخاير نفتی ايران کوتاه کنند. انگلیسیها که دهها سال مشغول غارت منابع نفتی ايران بودند و خود را صاحب و مالك میدانستند، بیکار ننشستند و تمام مساعی خود را بهکار گرفتند تا از هر راهی، مانع از ملی شدن صنعت نفت ايران شوند. بنابراين، يکی از برنامههای انگلیسیها برای ممانعت از ملی شدن صنعت نفت، دينسازی و خلق فرقههای شبه مذهبی بود که البته در اين خصوص سابقهدار و باتجربه هم بودند. بهرهگیری از باورهای دينی و مذهبی مردم و انتخاب چهرههای موجه، بیانگر دوفصلنامه پژوهشنامه تاریخهای محلی ایران، سال دوم، شماره سوم)پیاپی 5 ،)پاییز و زمستان 0313 محمد مهدی مرادی خل / محمد مهدی روشنفکر مهارت فوقالعادة آنها در اين کار است و، همچنین، حکايت از شناخت عمیق آنها از جامعة ايران دارد. جیکاک رهبر پشتپردۀ طلوعیان دادههای تاريخی در میان بختیاریها از شخصی بهنام میجر جیکاك ياد میکند که نقش اصلی را در طراحی و ترويج پديدة طلوعی داشته است. جیکاك نامی آشنا برای مناطق نفتخیز جنوب و بهخصوص مردم مسجد سلیمان و عشاير بختیاری بود. نامی که به نمادی در نیرنگ و حیلهگری، آن هم از نوع انگلیسی تبديل شده بود )گارثويت، .)005 :88 جیکاك به مدت هفت سال برای شخصی از طايفة موری، بهعنوان آدمی کروالل، چوپانی میکرد و در اين فرصت توانست با گويش، فرهنگ، باورها و اعتقادات بختیاریها کامالً آشنا شود. بعد از آن نیز اغلب اوقات خود را در میان عشاير بختیاری میگذراند و با توجه به استعداد فوقالعادة خود در يادگیری زبان، در مدت زمان کوتاهی توانست زبان فارسی و گويش بختیاری را، همچون زبان مادری، ياد بگیرد. او با شگردهای خاص تفاوت ظاهری خود را با گريمهای مداوم با چهرة بختیاریها به حداقل میرساند. میجر جیکاك، که به ظاهر از مأموران ورزيدة سازمان اطالعاتی »اينتلیجت سرويس بوده، در دهة 02شمسی و در جريان جنگ جهانی دوم، در قالب يکی از مسئوالن شرکت نفت ايران و انگلیس در خصوص حوزة نفتخیز جنوب بسیار فعال بودهاست. وی در جريان جنگ جهانی دوم و سالهای بعد از آن در مأموريتهای مختلف خدمات ارزندهای را به دولت متبوعش ارائه داده است که محور همة آنها حراست و حفاظت از منابع نفتی انگلیسیها در ايران بوده است. جیکاك در جريان جنگ جهانی دوم و پـس از آن، بسیار کوشید تا بر ناامنیها و تنشهای موجود در میان بختیاریها فائق آيـد و طـرف داران آلمـان را، کـه توسـط ابوالقاسـم خـان بختیـاری هـدايت مــیشــدند، ســرکوب کنــد. در ايــن بــین او بــا مرتضیقلی خان روابط دوستانه برقرار کرد تا مانع از موفقیت نیروهای طرفدار آلمان شود)غفارپور، 40 :108 .)بر اساس گزارش شهربانی اهواز بـه تاريخ 10/8/01 میجر جیکاك بهعنـوان کنسـول انگلـیس بــه مالقــات عبـداخ خــان ضــرغام پــور بويراحمـــدی مـــیرود تـــا مـــانع از اقـــدامات خرابکارانة احتمالی او در مناطق نفتخیـز شـود )زريـن کلـك، 40 :008 .)بنـا بـه گـزارش هـای محرمانة شهربانی)00 ـ 08 ش(، اين شخص اطالع کامل از اوضاع و احوال اجتماعی و ی ايــران داشــته و بــا بیشــتر رؤســای ادارات و مديرکلها، حتی بیشتر وزرا رابطه داشته و از آنهـا کسب اطـالع مـی کـرده است)تفرشـی و طـاهری، .)080 :81 جیکاك در دوران جنگ جهانی دوم، در تحريك سران قبايل و عشاير جنوب در برپايی نهضت جنوب، سهم زيادی داشته است. رومة ايران ما به نقل از يك مسافر مطلع مینويسد که دو هفته پیش از اولتیماتوم »ناصرخان قشقايی و طغیان جنوب)05/8/05 ،)مستر جیکاك به دوفصلنامه پژوهشنامه تاریخهای محلی ایران، سال دوم، شماره سوم )پیاپی 5 ،)پاییز و زمستان 0313 گیری آن ها در شکل ش انگلیسی پدیدۀ طلوعیان و نق همراه حشمتاخ فربود به شیراز آمده و پس از مالقات با خسروخان قشقايی در با ارم، ناگهان ناپديد شد. بر اساس اين گزارش، جیکاك با طیاره از خوزستان به بوشهر و از آنجا تا شیراز، ظرف چند روز با اتومبیل طی کرد و در طول مسیر با خوانین: حیات داودی، تنگستانی، ممسنی و بوير مالقات کرد. جیکاك برای حفظ منافع نفتی دولت انگلیس و برای جلوگیری از ملیشدن صنعت نفت، برنامههای مختلفی را طراحی و به اجرا درآورد. او در خوزستان، به همراه ديگر مأمورين ی انگلیس، توسط چند نفر از کنتراتچیهای رسمی شرکت نفت انگلیس و ايران و تعدادی از شیوخ عرب، اتحاديهای بهنام اتحاد عشاير خوزستان تشکیل دادند. اين اتحاديه، صدها نفر از اعراب را مسلح کرد تا ابتدا از آنها برای سرکوب کارگران شرکت نفت و غارت و آتشزدن جمعیتها استفاده کند و، سپس، در صورت پیروزی نهضت ملیشدن صنعت نفت، برای تجزية احتمالی خوزستان از ايران زمینهچینی کند و در اجرای اين هدف، اتحادية عشاير خوزستان از اتحادية اعراب کمك خواست تا آنها را از فشار دولت ايران برهانند)جامی،88 :884؛ گرانتوسکی و ديگران، 55 :055 .)حسین مکی عضو هیئت »خلع يد از توطئة جیکاك برای واژگونکردن ماشین هیئت سخن گفتهاست )مکی، 84 :004.) اقدام اصلی و اساسی جیکاك، که موضوع اصلی اين مقاله است، آن بود که در راه تحقق اهداف دولت متبوع خود، يك جريان شبه مذهبی را در مناطق نفتخیز و اطراف آن، سازماندهی کرد. اين جريان مرموز که بیش از هرچیزی بر انکار دنیا و چشم پوشی از آن و کنارهگیری از امور دنیوی و بی ارزش جلوه دادن خاك و نفت 1 تاکید داشت، طلوعی يا سروشی نام گرفت . نکته درخور تأمل و توجه آنکه میگويند جیکاك با اتصال برق بر بدن مردم، نوعی شوك الکتريکی وارد می کرد )افشار سیستانی، 84 :08 .)برخی شنیدهها نیز حکايت از آن دارد که از قرصهای روانگردان استفاده میکرد و نوعی حالت گیجی، بیتعادلی، هذيانگويیدر اشخاص ايجاد میکرد. 2 جیکاك ابتدا با کمك عصای الکتريکی، عمامه و ريش نسوز، شعبدهبازی و ساختن اشکال مار و افعی در بین عشاير قدرتنمايی کرد و توانست 3 اعتماد بسیاری از عامة مردم را بهخود جلب کند. )81 :85 ) که در مناطق نفتخیز گچساران بزرگ شده است، بر اين باور است که » هدف اساسی جیکاك کشاندن مردم به خرافات و سرگرمی آنان برای حفظ چاههای نفت بودهاست. او گويش محلی را با انواع لهجه و تسلط فرهنگ بومی بهخوبی فرا گرفته بود و لباس ون بر تن میکرد و خود نیز شعر محلی میگفته است. وی بر اين نکته تاکید دارد که شعر تو که مهر علی من دلته نفت ملی سی چنته سرودة جیکاك 1 .دربرخی نوشته های محلی به شکل تولويی يا طلوعی آمده است که،به احتمال، ناشی از بی اطالعی نويسنده از مفهوم واژه ها بوده است 2 .خصوصیات شخص طلوع کننده يا ايمان آورندگان به آقابابا به طور دقیق در نقطه طلوع همین ويژگی ها بود. 3 .يکی از شیوه هايیکه در منطقه بويراحمد از طريق آن مردم را طلوعی میکردند،کشیدن عصای مخصوص به سمت آنان برای دقايقی بود. دوفصلنامه پژوهشنامه تاریخهای محلی ایران، سال دوم، شماره سوم)پیاپی 5 ،)پاییز و زمستان 0313 محمد مهدی مرادی خل / محمد مهدی روشنفکر است. اين همان شعر معروفی است که طلوعیان مرتب می سرودند و اموال خود را بهنام علی )ع( و برای رضای خداوند انفاق میکردند. مالها و برخی ون کمسواد و بیخبر از حیلهگری های جیکاك يا منزوی شده بودند و يا خود به جیکاك گرويده و به اصطالح »سرطلوع يا »سردسته شده بودند. اين گونه افراد ضمن کنارهگیری از فعالیتهای دنیوی و امور روزمره، در میان ايالت و عشاير و روستاها گشت و گذار میکردند و شعار میدادند: هـر کسی مهـر عـلی در دلشـه 1 نفــت ملــی ســی چنشـــه تــو کـه مهـر عـلـی در دلتــه نفـــت مـلــی ســـی چنتــه يعنی، کسـی کـه هـوادار و دلباختـ ة علـی )ع( است، نفت و ديگر متعلقات دنیـوی را بـرای چـه میخواهد. امـور دنیـوی در مقابـل مهـر علـی)ع( بــیارزش اســت و همــان مهرعلــی )ع( کفايــت مــیکنــد. در پــی چنــین تبلیغــات و اقــداماتی، گروههايی از مردم زندگی خود را رها کـرده و بـا تشکیل دسته جات و گروههای مختلف و درسـت کردن علم و پرچمهای گوناگون، علی علی گويان بــه امــامزادههــا رفتــه و طلــب عفــو و بخشــش میکردند. 2 بدين ترتیب جیکاك با سوء استفاده از 1 . هواداران جنبش طلوعی در بوير احمد همین شعار را دنبال مب کردند؛ با اين تفاوت که به جای نفت ملی از واژه های بز و میش يا گاو و گله و . استفاده می کردند. 2 . نظر به وجود روايات و احاديث فراوان)درست يا نادرست( در میان مردمبه نقل از بزرگان دين در مذمت دنیا و مال دنیا، تاثیرگذار در پذيرش القائات جیکاك بود. باورهـای دينـی مـردم، اقـدام بـه انحـراف افکـار عمومی و عوام فريبی کرد. به مـردم سـاده لـوح و بی خبر از همه چیز و همه جا، تلقین کرده بود که وطن مشتی خاك بی ارزش اسـت بايـد بـه فکـر 3 آخرت و بهشت بود. فتنة جیکاك زمانی اوج گرفت که برای مقابله با ملی شدن صنعت نفت به امام زمان)عج(، بهعنوان اصلیترين باور مردم، متوسل شد و خطاب به مردم اعالم کرد که در مالقاتی که با امام زمان )عج( داشتهاست، امام از ايشان خواسته تا به مردم اعالم کند که دست از ملی شدن صنعت نفت برداريد. براساس آنچه گفته آمد، شکلگیری پديدة طلوعی با پیشزمینة ی، همزمان در میان دو ايل بختیاری و بوير طراحی و اجرا شد. با اين همه، بعضی از نويسندگان محلی و آگاهان به جريان طلوعی در منطقة بويراحمد، اين پديده را صرفاً حرکتی شبهدينی میدانند که انگلیسیها در شکلگیری آن نقش نداشتنه و آقابابا و همفکرانش آنرا خلق کردند )تابانسیرت، 42 :008 .)در اين باب بايد گفت که: 1 .شباهتهای طلوعیان بختیاری)خوزستان( و بوير- در ادعاها و شعارها، نحوه تبلیغات و بهکارگیری شگردها- آنقدر زياد است که نمیتواند امری تصادفی باشد و بیانگر طرحی واحد است؛ 0 .گزارش بعضی از نويسندگان محلی از آمد و رفت آقابابا رضايی به منطقة نفتخیز خوزستان و مجالست و معاشرت با 3 . اين موضوع هم در مصاحبه و گفتگو با مطلعین مطرح میشد و هم در منابع مکتوب فوق الذکر آمده است. دوفصلنامه پژوهشنامه تاریخهای محلی ایران، سال دوم، شماره سوم )پیاپی 5 ،)پاییز و زمستان 0313 گیری آن ها در شکل ش انگلیسی پدیدۀ طلوعیان و نق مسئوالن شرکت نفت)حسینی، 88 :01 )درخور توجه است؛ 8 .از ترکیب هواداران و مخالفان آقابابا )رهبر طلوعیان( در میان بويرها میتوان پی برد که حداقل بخشی از زمینههای شکلگیری پديدة طلوعی ی بودهاست. بدين ترتیب که ناصرخان طاهری، يکی از خوانین اصلی بويراحمد علیا، يکی از اعضای اصلی هسته طلوعیان و از مخالفان ملی شدن صنعت نفت و دکتر محمد مصدق بود. در مقابل، بخش ديگری از خوانین و کدخدايان، مخالف طلوعی و طرفدار دکتر محمد مصدق بودند. چنـان کـه در میـان مـردم مطـرح اسـت و در نوشـته هـای نويسـندگان محلـی آمـده اسـت، در جريان ملی شدن صنعت نفت، جبههبنـدی خـاص در میان خوانین و کدخـدايان بويراحمـدی شـکل گرفته بود که تا آن زمان بیسابقه بـود. در جريـان چنــین صــف بنــدیهــايی، يکــی از کدخــدايان سرشناس بويراحمد که از عموهای آقابابا رضـايی بود، بهنام آقـا سـیف اخ شـجاعی ، از طـرف داران دکتر محمد مصدق، توسط ناصرخان طاهری کشته میشود )همان: 08.) گفتة يکی از نوههای آقا بابا رضايی، بهنام منوچهر رضايی، نیز بیانگر پیش زمینة ی پديدة طلوعی است. او میگويد:" پدر آقا بابا رضايی بهنام آقا حبیباخ از مخالفان جدی و سرسخت جنبش طلوعیان بود و آنچه را که آقا بابا ادعا میکرد او انکار میکرد و از وضعیت بهوجود آمده بهشدت نگران و ناراحت بود )مصاحبه، 08/12/52 .)براساس گزارشات شفاهی و يافته- های میدانی و نیز گفتههای نوة آقابابا، سران طايفة آقا علیرضايی، که آقابابا منتسب به آن است، همگی طرفدار جبهة ملی و دکتر محمد مصدق بودند. موضوع ديگری که بیانگر پیشزمینة ی پديدة طلوعی است، مدارا کردن سرهنگ حکیمیان، مأمور انتظامات حکومت در منطقه، با رهبری حرکت است. بر اساس گزارشات موجود، فراتر از مدارا کردن، همکاری با جريان هم داشته است. حکیمیان، بهرغم در خواست مخالفان پديدة طلوعی، حکیمیان نه تنها با طلوعیان برخورد نکرد، بلکه اجازة برخورد با آنها را هم نداد به(، 058 :44 ( طاهری(. 825 :45 ،اکبری) نقل از آقابابا، می نويسد: »سرهنگ حکیمیان رئیس انتظامات پیام مهر و محبت میداد که: خوشحال و راضی هستم از اينکه زحمت ما کم کردهای، امنیت هست و ی و شرارت نیست. دراينکـه چـرا حکیمیـان مسـئول انتظامـات بـا پديـدة طلـوعی برخـورد نمـیکـرد و حمايـت و پشتیبانی هم میکرد، گويا دولت وقت، يا حـداقل بخشهايی از دولت که عوامل انگلیسـی در ايـران بودند، با ملی شدن صنعت نفت مخـالف بود نـد و از ايــنگونــه حرکــتهــا اســتقبال مــی کردنــد ؛ همچنانکه رزمآرا بهعنـوان رئـیس سـتاد ارتـش و نخست وزير وقت، بـا ملـی شـدن صـنعت نفـت مخالف بود. سرهنگ حکیمیان، صرف نظر از احتمال مخالفت با ملی شدن صنعت نفت، به داليل زير از پديدة طلوعی استقبال کردهاست: 1 .با شکلگیری پديدة طلوعی، راهزنی، ی، ياغیگری کاهش میيافت و امنیت نسبی حاکم دوفصلنامه پژوهشنامه تاریخهای محلی ایران، سال دوم، شماره سوم)پیاپی 5 ،)پاییز و زمستان 0313 محمد مهدی مرادی خل / محمد مهدی روشنفکر میشد و اين واقعیتی بود که خود سرهنگ حکیمیان به آقابابا اعالم کرد و او را در اين مسیر تشويق و تحريك کرده بود)همان: 058)؛ 0 .يکی از مأموريتهای سرهنگ حکیمیان خلع سالح مردم منطقه بود و يکی از آداب طلوعی شدن اعتراف به گناهان گذشته و رهايی از دنیا و کنار گذاشتن اسلحه بود. در چنین وضعیتی، دولتیها میتوانستند به بخشی از هدف مورد نظر خود دست يابند. غفاری )84 :800 ،)به نقل از آقابابا، مینويسد: »حکیمیان فرمانده پادگان نظامی نامهای به من نوشت و ضمن اظهار ارادات، درخواست کرد تا در کشف سالحهايی که مردم بويراحمد مخفی کرده بودند به او کمك کنم. البته طبق اين گزارش، آقابابا مدعی است که به درخواست سرهنگ جواب منفی داده است. اما نظر به حضور عوامل نفوذی سرهنگ در اطراف آقابابا، به نظر میرسد که سرهنگ، تا حدود زيادی، به هدف خود رسیده باشد. براين اساس، اگر موضوع مخالفت با ملی شدن صنعت نفت هم مطرح نباشد، باز هم بحث پیش زمینههای ی قابل انکار نیست. به اعتبار آنچه گفته شده و به استناد گزارشات شفاهی و مکتوب، يکی از زمینههای اصلی شکلگیری پديدة طلوعیان، پیش زمینههای ی بود. اين میتوانست بخشی از ماهیت حرکت ياد شده هم باشد، که هم در سطح ملی و هم در سطح منطقه دنبال شده بود. طراحان پشت پرده هر کدام اهداف و انگیزههای خاص خود را داشتند و تا حدود زيادی به آنچه که میخواستند رسیدند. هویاات و شیصاایت رهبااری طلوعیااان در بویراحمد در باب اينکه رهبری پديدة طلوعیان چه کسی بود، میان تاريخنويسان محلی و ناقالن اتفاق نظر نیست. بیشتر رهبر حرکت را شخصی بهنام آقا بابا رضايی فرزند آقا حبیب اخ رضايی - يکی از کدخدايان طايفه آقايی در آن زمان معرفی میکنند )طاهری، 44 :052؛ غفاری، 84 :888 .)اما برخی ديگر رهبری را نه فردی خاص، که گروهی معرفی میکنند و گزارش آنها بیانگر آن است که ابتدا سیدی بهنام مندنی، از سادات امامزاده قاسم، آغازگر جريان مذکور بودهاست و، بهتدريج، افراد ديگری به او پیوسته و جمعی پنج نفره را بهوجود آوردند )اکبری، 45 :058؛ تابانسیرت، 42 : 005 )اما بعدها رهبری و پیشوايی را آقابابا عهدهدار شد. آقا بابا از محدود افراد باسواد و اهل مطالعه در زمان خود بود. وی در زمان رضاشاه، به مدت پنج سـال، در ادارة ثبـت امـوال تـل خسـرو خـدمت میکرد. به دنبال سـقوط رضاشـاه و ويرانـی شـهر يادشده، بیکار شد )غفـاری، 84 :808 .)بنـا بـه ادعای خودش، آنچه سـبب دگرگـونی درونـی او شــد و خورشــید روشــنی بخــش تــاريک یهــای زندگیاش شد، کتاب مثنوی مولوی بود که شبها و روزها انیس و مونس او بـود )طـاهری، 44 : 055 .)عالوه براين، به کتـاب هـای ديگـری ماننـد هفت لشکر)شـاهنامه فردوسـی (، مفـاتیح الجنـان ، ديوان حافظ، گلستان سعدی عالقهمند بود و بیشتر دوفصلنامه پژوهشنامه تاریخهای محلی ایران، سال دوم، شماره سوم )پیاپی 5 ،)پاییز و زمستان 0313 گیری آن ها در شکل ش انگلیسی پدیدۀ طلوعیان و نق وقت خود را با مطالعة آنها سپری میکرد)رضايی، مصاحبه08/12/52 .)او محل رجـوع مـردم بـود و مردم را بـه دوری از بـدی و بـاهم بـودن دعـوت میکرد و مطالبی از قرآن و نهج البالغه بـرای آنهـا میخواند. او نفوذ معنوی ويـژه ای در میـان مـردم منطقه داشت. بنا به گفتة نوة او، پیش از پديدة طلوعی، سفری به سرزمین هند داشتهاست)رضايی، مصاحبه /11/52 .)اما از چگونگی و کیفیت سفر و انگیزة آن هی گزارش دقیق و قابل استنادی وجود ندارد. پیشتر در میان مردم شايع بود که آقابابا متأثر از مرتاضان هندی است. بر اساس گزارش حسینی از همان سالهای جوانی و قبل از واقعة طلوعی، با برخی از مقامات نفتی در خوزستان و اهواز مجالست و معاشرت داشتهاست و تا روزهای آخر هم با آنها در ارتباط بود و هر از گاهی در محافل آنها حضور میيافت)حسینی، 88 :01 .)توضیح آنکه نوة او اين ادعای حسینی را انکار کرده و بر اين باور است که آقابابا صرفاً يك درويش و شخصیتی عرفانی بود که هی گونه ارتباطی با انگلیسیها نداشت )رضايی، .)52/11/ مصاحبه اينکه آقابابا رضايی چگونه در میان مردم صاحبنفوذ معنوی شد و مردم را به سمت و سوی خود جلب و جذب کرد، روايتهای مختلفی از او نقل شدهاست. پیشتر گفته شد که او مال و محل رجوع مردم بود و مشتريان فراوان هم داشت. او چگونگی نفوذ معنوی خود را با خوابهای عجیب و غريب و واقعیت بیرونی آنها مطرح میکند و در يك مورد میگويد: » در سال 08 شمسی خوابی ديدم، غسل کردم و به امامزاده شاه قاسم رفتم و از اعمال گذشتة خود توبه کردم و به عبادت پرداختم . بعد از يك ماه عبادت، زندگی مادی در نظرم سیاه شد، شب و روز مشغول عبادت و گريه و زاری بودم . و از اين زمان کشف شهودی برايم حاصل شد، يعنی چیزهای پنهان در نظرم آشکار شد، از همه چیز دل بريدم. عبادت میکردم و اشك میريختم. بعد از چهل روز از شرق و غرب و زمین و آسمان، همه چیز در نظرم آشکار مینمود. کمکم آوازه کارم در منطقه پیچید )غفاری، 84 : .)884 روايت ديگری که طاهری)44: 058 )به نقل از او آوردهاست، چنین است: ». کمکم آنچه را در مورد من میپنداشتند برای من هم باوری شد که همانم. خیال میکردم که رسالت و مأموريتی دارم تا مردم را شاد کنم. تصمیم گرفتم از خواستهها و آرزوهای مردم که جهت رسیدن به آن تالش مینمودند و دعا و التجا میکردند و آنچه در دل داشته و گاه به زبان میآوردند الهام گیرم و دستآويزی محکم سازم . با مردم بودم و در کار و زندگی و خوبیها و بدیها و غم و شادی آنها هم شور بودم و مؤثر. از آن به بعد، مکرر، به خواب میديدم که کسی میآيد و دست ستمگران را از سر مردم کوتاه میکند و من تعهد دارم که به همه آمدن آن منجی را بشارت و خبر دهم و زمینه طلوع و آن خورشید فروزان را هموار سازم. در مورد او گفته و نوشتهاند که انسانی باهوش، صوفی مسلك، وارسته و خوش حضور امّا نه دوفصلنامه پژوهشنامه تاریخهای محلی ایران، سال دوم، شماره سوم)پیاپی 5 ،)پاییز و زمستان 0313 محمد مهدی مرادی خل / محمد مهدی روشنفکر چندان خوشسیما و بسیار خوش سخن و مجذوب کننده بود. )حسینی، 88 :12 .)در سخنوری، فن بیان و سخندانی و نکتهسنجی و احاطه بر ادبیات فارسی در نوع خود بینظیر بود. بسیاری از اشعار شاعران ايرانی و مضامین ادبی را از حفظ داشت. حضور ذهن فعال و بهرهگیری از اطالعات و معلومات خود در مواجهه با ديگران، او را چهرهای کامالً متفاوت از ديگران قرار داده بود. با آنکه سیه چرده مینمود، نظر به ويژگیهای پیش گفته، شخصیتی جذاب داشت و چهرة او برای کسانی که در محفل و مجلس بحث او حضور میيافتند خیره کننده بود )همان: 11؛ طاهری، 44 :050 .)از آنچه در مورد شخصیت او گفته شده چنین برمیآيد که دارای ظاهری آراسته، متین و مودب و صاحب سیمايی احترام برانگیز بود. چنانچه پیشتر گفته آمد، آقابابا در راستای اهداف مورد نظر خود - چه فرهنگی و مذهبی يا، غفلتاً، ی- اشخاص و همفکرانی در کنار خود داشت که، در واقع، هستة اصلی و اولیة پديدة طلوعی محسوب میشدند: 1 .سیدی ساده و خوش سابقه بهنام مندنی از سادات امامزاده قاسم که با خوابهای عجیب و شگفتانگیز خود زمینه را برای ظهور آقابابا هموار کرده بود. او مدعی بود در حالت خواب و بیداری به او الهام شده که يکی از فرزندان امام جعفر صادق )ع( در زير آسیاب روستای گنجهای در نزديکی روستای مزدك مدفون شدهاست و او مأمور بازسازی قبر اوست. مدعی بود که اين خبر چندبار به او الهام شده است. البته به رغم کوششهای فراوان آن زمان، که به قیمت آسیاب هم انجامید، چیزی يافت نشد. 0 .سیدی ديگر از سادات امامزاده قاسم، ملقب به بهاءالدين، که مأمور تشخیص مال حرام از حالل بود. 8 .سیدی ديگر از سادات وخمی که گفتهاند بسیار زيرك و همچون آقابابا سخنور بود. مأموريت او تشخیص انسانهای پاك و درستکار از بدکردار بود و دستور مجازات انسانهای ناپاك را صادر می کرد)صدری ، 88 :8-4.) 0 .ناصرخان طاهری، يکی از خوانین مقتدر بويراحمد علیا، که شخصیتی آگاه به مسائل روز و بسیار زيرك بود که هی گونه اعتقادی به چنین حرکت و، به اصطالح، آيینی نداشت و صرفاً برای بهرهگیری از آن به اين جمع پیوسته بود)حسینی، 88 :11)؛ البته پیشتر گفته شد که استقبال ناصرخان طاهری جنبة ی داشت و اينکه او از طرفداران دربار و مخالفان دکتر محمد مصدق در منطقه بود. آقابابا و چهار فرد يادشده، کانون و هستة اصلی پديده طلوعیان را تشکیل میدادند، که البته ترکیبی شگفتانگیز بود. شگفتی ترکیب ناشی از حضور يکی از خوانین متنفذ و تأثیرگذار منطقه در اين جمع بود که خود پرسشهای زيادی را در ذهن ايجاد میکند. اين ماجرا، ظهور پديدة مزدك و حمايت قباد پادشاه ساسانی را در ذهن تداعی میکند؛ به خصوص که محل ظهور طلوعیان مزدك بود. ادعاها، شعارها و خواستههای رهبری طلوعیان دوفصلنامه پژوهشنامه تاریخهای محلی ایران، سال دوم، شماره سوم )پیاپی 5 ،)پاییز و زمستان 0313 گیری آن ها در شکل ش انگلیسی پدیدۀ طلوعیان و نق از راههای شناخت ماهیت پديدة طلوعیان، شعارها و خواستههای آنها بود که بیشتر از زبان رهبری آن، يعنی آقابابا، مطرح شدهاست. اصلیترين و مهمترين مطلبی را که به آقابابا نسبت میدهند آن است که ادعای نیابت امام زمان)عج( را داشت. خبر از ظهور قريب آن حضرت میداد. مدعی بود که همة رازهای پنهان مردم را میداند. داستانهای بسیاری از او ذکر شدهاست که همچنان ورد زبان مردم منطقه است. نوة او، در مصاحبه، براين ادعا تاکید داشت که آقابابا از اسرار مردم آگاه بود :84 ( غفاری(. 52/11/ مصاحبه، رضايی) 885 ،)به نقل از او مینويسد: »من از اسرار و درون همه کس آگاه بودم و هرچه در دل آنها میگذشت، برايشان بازگو میکردم و گفتههايم را بدون کم و زياد تايید می کردند در جای ديگر میگويد: » . در اين موقع کشف شهودی برايم حاصل شد، يعنی چیزهای پنهان در نظرم آشکار شد )همان: 884.) حسینی)88 :12 )که خود از سادات امامزاده قاسم است و با بعضی از طلوعیان همصحبت شده است مینويسد: » آقابابا شروع به دعاوی عجیب و غريب و وقوع خبرهای جالب و هیجان برانگیز از وقوع آخرامان و فرارسیدن روزهای تسويه حق از ناحق سر میداد و سید خواب گزار )سیدمندنی( هم مهر تأيید او میزد. آقا بابا مدعی بود که »دورة آخرامان سر رسیده، زمان آن است که حضرت )عج( ظهور کند تا همه را به راه درست بخواند، حق را از باطل جدا کند، مسلمانان را از کافران جدا سازد و ملحدين را از دم شمشیر بگذراند تا فقط نیکان و پاکان باقی بمانند)تابانسیرت، 42 :008 .)او میگفت: »هر گاه طلوع همه جا را فرا گرفت و قلبها با هم مهربان و مغزها نیكانديش و کردارها مردم پسند شد، ناجی ما خود را نشان میدهد و میآيد و با ظهور او دنیا پر از شادی و عدل و داد میگردد )طاهری، 44 :051.) دعوت به عدالت و راستگويی، پرهیز از درو و ی، اخالص در ايمان و عقیده به انجام فراي دينی و آماده شدن برای ظهور امام عصر )عج( و همراهی و همکاری با آن حضرت در جهت استقرار عدالت و نابودی همیشگی ظلم و ستم و از بین بردن تمام پلیدیها و پلشتیها از ديگر خواستههای آقابابا از مردم بود. در آن فضای اجتماعی و فرهنگی خاص، چنین خواستههايی آرزوی بیشتر مردم منطقه بود و سخنانش، صرفنظر از انگیزة واقعی او، دلنشین و مطابق با دين و آئین اسالم و مذهب تشیع بود. در کنار اين ادعاها و خواستهها، اصلیترين و مهمترين شعار آقابابا و هواداران او، کنارهگیری از دنیا و و تمام متعلقات آن بود. میگفت کسی که مهر و محبت علی )ع( را در دل دارد نیازمند هی چیز ديگری نیست و متعلقات اين دنیا را بهشدت نکوهش میکرد. هـر کسـی مهـر علــ ی در دلــ شه پــه بــز و میــش ســی چنشــه مــو کـه مـهـر عـلـی در دلـــمه گــــاو و گلــــه ســــی چنمــــه يعنی هرکسی مهر و محبت علی)ع( را در دل دارد گاو ، گله ، گوسفند و بز را میخواهد چه دوفصلنامه پژوهشنامه تاریخهای محلی ایران، سال دوم، شماره سوم)پیاپی 5 ،)پاییز و زمستان 0313 محمد مهدی مرادی خل / محمد مهدی روشنفکر کند. مهر و محبت علی)ع( او را کافی است و متعلقات دنیوی را بايد دور بريزد. اينگونه اشعار، به تناسب شغل مردم در مناطق مختلف، دچار تغییراتی میشد. مثالً در مناطق نفتخیز خوزستان اينگونه سروده میشد که: هـر کسـی مهـر علـی)ع( در دلــشه نفــــت مــــلی ســـــی چنشــــه هـر کسـی مهــر علــی بــه دلــشه هونـــه و زنـــدگی ســـی چنشـــه از ديگر شعارهای آقابابا و همفکرانش »مال، مال اخ بود )طاهری، 44 :051 .)البته او سرودن اين اشعار را توسط خود انکار کردهاست. » باور کنید از من نبود. من هم شبی آن شعر و شعار را از دستهای که در حال شور و هیجان و سینه زدن به گرد آتشی میچرخیدند و میخواندند شنیدم. آن شعر و شعار جذاب بود و دل و جان مرا هم گرفت . آنچه میگفتند با آنچه که در دل من خانه کرده بود يکی بود، خودم هم تصور میکردم، اين میل و خواست من است )همان: 054.) اينگونه شعارها نشانه و عالمت راهنمای طلوعیان شد و میکوشیدند که آن را در زندگی خود اجرا کنند. آقابابا بیش از هر کس ديگری خود پایبند و مقید به اين شعار بود. آنگونه که خود او میگويد ريشه و اساس انديشه و ماهیت طلوعیان بود. آقابابا؛ در کنار دعوت به راستی و درستی و عدم دلبستگی به دنیا و مال دنیا، خواستههای ديگری هم داشت. او از مردم درخواست میکرد که بخشی از اموال خود را به طلوعیان دهند تا در راه ترويج آئین خود، که هموار کردن زمینه برای ظهور امام زمان)عج( است، هزينه کنند. عالوه براين، کمك به نیازمندان و مستمندان دلیل ديگر اين خواسته بود. به همین سبب؛ مردم هنگام زيارت آقابابا، هدايای بسیار تقديم میکردند. در مواردی که بعضی افراد توانمند حاضر به همکاری نبودند، تهديد به عذاب الهی میشدند. در اين باب، داستان معروفی نقل شده و در منابع مکتوب هم آمدهاست. سیدی از سادات مختار بهنام عیسی که وضع مالی مناسبی داشت، برای دادن سهم بیشتری از مخارج لشکر امام زمان)عج( تحت فشار قرار میگیرد و سید هم که حاضر به برآوردن درخواست آقابابا نبود، تهديد به مرگ شد»با لحنی اسرارآمیز و پرمعنی به او گفت که خواهی ديد همین مال زياد چون ماری به جانت خواهد افتاد و از قضای روزگار فردای آن روز سید را ماری نیش زد و مرد )در تمامی منابع محلی آمدهاست(. اين حادثه در تبلیع و ترويج و شهرت آقابابا بسیار مؤثر افتاد و حجتی شد برای کسانی که در گفتههای آقابابا ترديد داشتند. خبر مرگ سید عیسی سبب گرايش بیشتر مردم به آقابابا شد. مردم مشتاقانه و ديوانه وار به روستای مزدك میشتافتند. دسته دسته و گروه و گروه از سالم و غیرسالم، فقیر و غنی، نابینا و فلج با پای پیاده و با هدايای ام به پابوس آقابابا میرفتند تا شفا يابند. مبلغان و فرستادگان آقابابا در مناطق مختلف همین شیوه را دنبال میکردند. در مواردی که مردم استقبال نمیکردند به شگردهای خاص دوفصلنامه پژوهشنامه تاریخهای محلی ایران، سال دوم، شماره سوم )پیاپی 5 ،)پاییز و زمستان 0313 گیری آن ها در شکل ش انگلیسی پدیدۀ طلوعیان و نق متوسل میشدند و، در واقع، از اين جريان نهايت استفاده را کردند)آزم، مصاحبه82/12/52)؛ البته به نظر میرسد که در موارد بسیاری، بهخصوص مناطق دور دست، آقابابا بهعنوان رهبری، بی اطالع بود و بعضی بهنام او سوء استفاده میکردند. کسانی که حاضر به پذيرش دعوت طلوعیان نبودند و با آنها همراهی نمیکردند و به اصطالح طلوعی نمیشدند و يا ديگر خواستههای مدعیان را برآورد نمیکردند، تهديد میشدند که بهزودی به گراز، خرس، پشه، پلنگ و. تبديل خواهند شد .)055 :45 ،اکبری) آداب و چگونگی طلوعیشدن در باب آداب و رسوم گرايش به مسلك طلوعی و چگونگی آن، روش و طريقة واحدی نبود. در هـر منطقه و روستايی، متفاوت، دنبـال شـده اسـت. در بعضــی جاهــا »افــرادی کــه طلــوع مــی کردنــد، میلرزيدند و صـلوات مـی فرسـتادند و يـك تکـه پارچه سفید شبیه عمامه دور سرشان میپیچاندنـد . افــراد گناهکــار در حضــور آقابابــا بــی هــوش مــیشــدند و بــه گناهــان گذشــتة خــود اعتــراف میکردند )غفاری، 84 :804.) در مواردی، مقدمه ورود به مسلك طلوعی، ديدن خوابهای امیدبخش و آشفته و، گاه، هراسناك بود که افراد را به مرز طلوعی نزديك میکرد و بعد از آن، بطور ناگهانی، با ابراز احساسات و شور و شعار، به سینه کوبیدن و بی هوش شدن به جرگة طلوعیان میپیوستند و با ذبح تعدادی از دامهای خود و تقسیم میان مردم )نظامزاده، مصاحبه 5/5 58 ،)آماده رفتن به مزدك و زيارت آقابابا میشدند. گرويدگان در روستای مزدك، که در مواردی تعداد آنها به صدها نفر میرسید، پای کوبان و دست افشان میچرخیدند و شعرهای؛ »مال، مال اخ و »مه که مهر علی در دلمه- هونه و جون سی چنمه را سر میدادند. در چنین شرايطی وقتی آقابابا وارد جمع میشد، شعارها را در نهايت شدت و شور و شوق و احساسات آتشینی ابراز میکردند و کسانی هم می لرزيدند و بی هوش میشدند)طاهری، 44 : 052 .)آقابابا نیز به ابراز احساسات آنها پاسخ می داد و آنان را دعوت به درستی و راستی و پیمودن صراط مستقیم و دوری از دنیا میکرد. در بعضی مناطق، مبلغان آئین طلـوعی بـا دراز کردن عصای خود بهسوی افراد مورد نظـر، بـرای دقايقی اعالم میکردند که طرف طلوعی شدهاست و او نیز با ابـراز احساسـات و انجـام دادن بعضـی حرکات خاص مثـل لرزيـدن و بـی هـوش شـدن، طلوعی خود را اثبات و در پی آن اقدام بـه نـذر و نیـــاز مـــیکرد)نورمحمدشـــاهبازپور، مصـــاحبه .)52/12/5 يکی ديگر از شیوههای گرويدن به مسلك طلوعی آن بود که ساکنان محلی يا روستايی، از رهبران طلوعی برای حضور در محل ست خود دعوت میکردند تا ضمن سرکشی از فی قدوم مبارکشان بهرهمند شوند. مدعیان وقتی وارد منطقه مورد نظر میشدند، با استقبال پرشور مردم روبرو می شدند. مردم جلوی آنها اقدام به قربانی گوسفندان خود میکردند و به سر و دست آنها بوسه میزدند. رهبران طلوعی نیز تبلیغات خود را دوفصلنامه پژوهشنامه تاریخهای محلی ایران، سال دوم، شماره سوم)پیاپی 5 ،)پاییز و زمستان 0313 محمد مهدی مرادی خل / محمد مهدی روشنفکر دنبال و ادعای عجیب و غريب خود را بیان میکرد و مردم را به ادای فراي دينی دعوت میکردند)تابانسیرت، 42 :052 .)بعد از ترك منطقه از جانب طلوعیان، مردم به شکلهای مختلف و انجام حرکات متنوع و عجیب و غريب طلوع میکردند و،

به مناسبت 86 سالگی ایران شناس و بختیاری پژوه آمریکایی پروفسور جین رالف گارثویت

پدیدۀ طلوعیان و نقش انگلیسیها در شکلگیری آن  محمدمهدی مرادی خلج  / محمدمهدی روشنفکر

ورقی ‌ ‌‌‌از‌ تـاریخ ارتش ایران ( تاریخ سربازگیری)- جهانگیر قائم مقامی مجله بررسی های تاریخی تیر134

مردم ,آقابابا ,طلوعیان ,، ,طلوعی ,هم ,بود که ,در میان ,سال دوم، ,ایران، سال ,شماره سوم ,دوفصلنامه پژوهشنامه تاریخهای ,انگلیسی پدیدۀ طلوعیان ,يعنی چیزهای پنهان ,سادات امامزاده قاسم،

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

مـــدارس شـــاد اطلاعات دیتا و کامپیوتر و کمی هم بورس